حميدرضا رحيمی
داشتيم
برخی خبرهای
جرايد
دارالخرافه
را مرور میکرديم.
به موردی
برخورديم که
در آن بين
علمای نيروی
محترم
انتظامی و
اداره ی برق
شديداً
اختلاف افتاده
بود و امّت
هميشه در
حيرت، در پرتو
فتاوی طرفين
شديداً کباب
شده بود،
ملاحظه کنيد
که برادر
ناصری از
اهالی روستا
چه میگويد:
«سيمهای
برق روستای
وسمق در بخش
خرقان
شهرستان ساوه
در تابستان
گذشته به سرقت
رفت!
از
سوی شورای
روستا به
نيروی
انتظامی
شکايت شد ولی
هنوز سارقين
دستگير نشدهاند.
چند روز پيش
نيز بخشی از
سيمها به
سرقت رفت و
اکنون نيمی از
روستا در تاريکی
به سر میبرد!...
ادارهی برق
از ترميم خطوط
انتقال برق
خودداری میکند
و میگويد تا
سارقين دستگير
نشوند اقدام
به ترميم آن
نمیکنند!
تقصير
روستائيان
چيست که نيروی
انتظامی موفق
به دستگيری
سارقين نشده
است؟!»
فدوی در
پاسخ عرض میکند
که تا روستا به
طور کامل در
تاريکی فرو
برود، هنوز
فرصت هست برادر
ناصری و به قول
شاعر:
«تا
ريشه در آبست
اميـد ثمــری
هسـت»
تا
سيمه به تير
است اميـد شـرری
هسـت
بـد
نيست زِ
داروغـه
بپـرسيد کـه
قربـان
از
دزد
سـرگـردنـه
آيـا خبـری
هسـت؟
پاسخ
شما به ضرس
قاطع، منفی
است. به
مقامات
بالاتر، اعلیالله مقامهم اجمعين
هم اگر
پناهنده شويد
بيگمان طرفی
نمیبنديد
زيرا برادران
اين روزها
سرشان شديداً
به هستهبازی
گرم است.
البتّه هيچ
استبعادی
ندارد که سارق
مربوطه هنگام
سرقت کابل
برق، «خودش
خشک بشه
بيفته» در غيراينصورت،
فدوی توصيه میکند
که خودتان به گونهای
با سارقين
محترم وارد
مذاکره و بلکه
معامله بشويد
و بکوشيد به هر
قيمتی که شده
نظر و رضايتشان
را جلب کنيد.
چنانچه زير
بار نرفتند،
بيدرنگ پولهايتان
را روی هم
بگذاريد و
سارقين گرامی
را در اسرع
وقت بيمه کنيد
و يادتان نرود
که:
ـ
بيمه بر هر
درد بی درمان
دواست ـ والا
اگر يکی از
سارقين محترم،
هنگام سرقت
کابل برق دچار
برقگرفتگی
شود، کارتان
تمام است زيرا
مطابق قانون
مجازات
اسلامی قصاص
میشويد
يعنی، شما را
بالای همان
تير برده و
کابل فشار قوی
مربوطه را به
شما وصل میکنند.
البتّه وطن اسلامی
تا آن حدّ هم
که می گويند
خرتوخر نيست و
آنقدر آزادی و
دمکراسی در
دسترس هست که
از ضابطين
محترم حکومتی
بخواهيد که در
اجرای قصاص،
کابل برق
فشارقوی را
همان پائين به
شما وصل کنند
و شما را ديگر
بالای تير
نبرند. به هر
صورت، خبرش را
به فدوی
بدهيد.
حميدرضا رحيمی
داشتيم
شکوائيه و در
واقع ضجّه ی
مسافر محترمی
را مرور میکرديم
که اشک از همه
جايمان
سرازير شد.
شما هم اگر
اشک اضافه
داريد بريزيد
که جای دوری
نمیرود:
"اتوبوسهائی
که به بخش
خصوصی واگذار
شده است به صورت
مختلط مرد و
زن سوار میکنند.
برخی رانندگان
آنها
موسيقی های
مبتذل پخش میکنند.
وقتی اعتراض
میکنيم به
شدّت با انسان
برخورد میکنند.
ما انتظار
نداريم در
دولت جمهوری
اسلامی شاهد
چنين مسائلی
باشيم بهتر
است شرکت واحد
نظارت بيشتری
براين
اتوبوس ها
داشته و به رانندگان
مختلف تفهيم
کنند که اين
اتوبوسها
عمومی است و
به تمام مردم
خدمات ارائه
میدهد و به همين
لحاظ است که
از امکانات
عمومی نظير خط
ويژه استفاده
میکند."
ـ
شديداً حق با
شماست برادر
مسافرـ فدوی
نيز شديداً
حيرت میکند
که چرا آن
رانندگان و
مسافران
نابکار، برای
شما تره، اعم
از اسلامی و
غيراسلامی،
خرد نکردهاند.
واقعيّت اين
است که فدوی
در فرمايشات
شما به شرح
فوق هيچ مطلب غيرعادی
و غيرمنطقیای
ملاحظه نمیکند.
آيا تعيين
جنسيت
مسافرانی که
به اتوبوس
سوار میشوند،
يا نوع موسيقیای
که در آن پخش
میشود، از
سوی شما،
غيرمنطقی يا
غيرعادی است؟...
نه والله!...
اصلاً مقام
معظم رهبری و
برادر احمدینژاد
و ساير حضرات
آيات، اعلیالله مقامهم
اجمعين،
چگونه سر به
بالين میگذارند
وقتی که دو
مسافر زن و
مرد با هم به
اتوبوس سوار
میشوند؟
قاصمالجبارين
شاهد است، اگر
مقام معظم
رهبری، برادر
احمدینژاد،
ساير حضرات
آيات عظام و
حججاسلام،
کثرالله امثالهم
و از همه مهمتر،
شما هم
بگذريد، فدوی
نمیگذرد.
فدوی
اخطارهای
لازم را میدهد.
شما طبق معمول
کنترل کنيد
اگر ترتيب اثر
ندادند، ديگر
اصرار بيش از
اين نمیشود و
چندتائی از
رانندگان
مربوطه را
اعدام میکنيم،
همه چيز درست
میشود.
والسلام،
راننده اعدام!
الاحقر ـ فدوی