بهروز شیرازی:
ریشه
اساطیری ادیان
سامی
پیشگفتار
دین و
مذهب همانند
سایر پدیدهها
و علوم بشری پیدایشی
تكاملی و تدریجی
داشتهاند و
عمر آن به
اندازه نسل
بشر است.
انسان برای
پرسشهای همیشگی
خود به دنبال
پاسخ میگشت و
همیشه دربارهی
این پرسشها با
خود میاندیشید:
زمین چگونه
درست شده است؟
اولین انسان
چطور متولد
شده است؟ آیا
همه چیز پس از
مرگ تمام میشود؟
و صدها پرسش دیگر
كه همیشه اندیشه
انسان را
مشغول به خود
كرده بود. شاید
برایتان جالب
باشد كه انسان
به این پرسشها
چگونه پاسخ
داده است. تقریبا
هر ملت و
تمدنی به این
پرسشها پاسخی
متفاوت داده
است.
پاسخ
هر تمدنی به این
پرسشها اساطیر
آن تمدن را
تشكیل میدهد.
برخی از این
پاسخها (اسطورهها)
شاید برای ما
خیلی عجیب و یا
حتی خندهدار
باشد، اما
برای آن قوم و
ملت در آن
زمان یك باور
مقدس حساب میشده
است، مثلا در
اسطورهی فینیقی،
اعتقاد به خدایی
"دوجنسه"
وجود دارد كه
با خود عشق میورزد
و به عنوان
پدر و مادر
باردار میشود.
یا در اسطورهای
دیگر خدایی كه
با سایهی خود
آمیزش میكند
و اولین انسان
به وجود میآید.۱
برای
اینكه نگاهی
درست به روند
پیدایش ادیان
داشته باشید،
باید عمر نسل
بشر را بدانید:
«كهنترین
فسیلهایی كه
اطلاعاتی
عمده دربارهی
عمر بشر از
آنها به دست
میآید در
اولدائی (Oldvai)
در تانزانیا
به دست آمدهاند
و باور بر این
است كه آنها
از ۱.۹ میلیون
سال قبل میباشند.
در لایههای
پایینتر
همان مكان،
اشكال پیشرفتهتری
از انسان آفریقایی
كه سابقاَ "هومو"
نامیده شده،
به دست آمده
است. این حقیقتی
است كه هر دو
در یك منطقه
زندگی میكردهاند
و در دورهی
قابل محاسبهای
از زمان (در
حدود یك میلیون
سال) در كنار
هم میزیستند.»۲
پس
شناخت اسطوره
میتواند ما
را با سیر چندهزارساله
اندیشه بشری
آشنا كند و دیدگاه
درستی از دین
ومذهب به ما
بدهد. در این
نوشتار به
نمونههایی
از این اساطیر
كه به ادیان
سامی راه پیدا
كردهاند
اشاره میكنیم.
این نوشتار
نگاهی خیلی
گذرا به
اسطوره و
اسطورهشناسی
دارد و طبعا خیلی
از موارد
متشابه دیگر نیز
وجود دارد كه
شما میتوانید
به كتابهایی
كه در این زمینه
نوشته شده است،
مراجعه كنید.
اسطوره
چیست؟
اسطورهشناسی
یكی از علوم
جدید است كه
موضوع آن
مطالعه اساطیر
یك ملت است.
اسطوره را از
نظر علوم
مختلف مانند
روانشناسی، جامعهشناسی،
الهیات و...
مورد مطالعه
قرار میدهند
بنا به تعبیر
دكتر رضایی: "اسطوره
مربوط به زمان
كودكی بشریت
است، در آن
زمان، تنها چیزی
كه برای اندیشهها
و تفكرات
انسان در خیالبافی
محصور بود، زیرا
بشر در آن
زمان، تنها چیزی
كه برای اندیشه
و تفكر و به
عبارتی برای
تحقیق علمی در
اختیار داشت،
فقط ذهن و خیالش
بود و هنگامی
كه میاندیشید
چون هنوز از
اندیشههای
تجربی بهرهمند
نبود، بنابراین
اندیشهاش غیر
از خیالاتی
چند، چیز دیگری
نبود."۳
معادل
انگلیسی
اسطوره ""Myth و
معادل اسطورهشناسی
""Mythology
است. در فرهنگ
انگلیسی
آكسفورد در
برابر واژه Myth
دو معنی ذكر
شده است:
۱-
داستانی از
زمانهای
باستان، مخصوصا
آنهایی كه
برای توضیح
(توجیه) پدیدههای
طبیعی گفته شده
و یا شرح تاریخ
نخستین بشریت.
(اینگونه
داستانها
معمولا توضیح
میدهند كه
چگونه جهان
آغاز شد.)
۲- چیزی
كه بسیار از
مردم بدان
اعتقاد دارند،
اما آن چیزی یا
وجود ندارد و یا
اشتباه است.
استاد
مهرداد بهار
اسطوره را اینگونه
تعریف میكند:
«هر كیشی
را چهار بخش است:
باورها، آئینها،
مكانهای مقدس
و پیروان. اسطوره
اصطلاحی كلی
است و دربرگیرندهی
باورهای مقدس
انسان در
مرحلهی خاصی
از تطورات
اجتماعی در
عصر جوامع به
اصطلاح ابتدایی،
شكل میگیرد و
باورداشت
مقدس همگان میگردد.
اسطوره حتی در
سادهترین
سطوح خود،
انباشته از روایاتی
است كه معمولا
مقدس و دربارهی
خدایان،
موجودات فوقبشری
و وقایع شگفتآوری
كه در زمانهای
آغازین با كیفیاتی
متفاوت با كیفیات
زمان عادی ما،
رخ داده و به
خلق جهان و
ادارهی آن
انجامیده است یا
در دورانهای
دوردست آینده،
رخ خواهد داد.»۴
بنیاسرائیل
و تورات
اسلام،
مسیحیت و یهودیت
هر سه دارای یك
ریشه هستند،
قوانین و
داستانهای
قرآن همان
قوانین و
داستانهای
تورات است.
تورات نیز
حاصل قوانین و
اساطیر چندهزارسالهی
تمدنهای
همجوار قوم
بنیاسرائیل
است. قوم بنیاسرائیل
در گذشته نیز
در همین مكان
كنونی یعنی
كشور اسرائیل
ساكن بودهاند،
در نتیجه در
كنار تمدنهای
بزرگی چون
سومریان،
بابلیان و...
بودهاند و در
اثر همجواری
با این
تمدنها، اساطیر
مختلفی وارد
تورات شده
است. در سال ۵۸۶
میلادی نبوكدنصر
دوم به اورشلیم
حمله میكند و
آنجا را با
خاك یكسان میكند
و در سال ۵۳۹ میلادی
اورشلیم به
دست كوروش
بزرگ فتح میشود
و كوروش یهودیان
را آزاد میكند.
پس از این
واقعه، اساطیر
ایرانی نیز
وارد تورات میشوند
و حتی نام
كوروش نیز
وارد تورات میشود.
در مورد
چگونگی یكتاپرست
شدن یهودیان
گروهی از تاریخ
نگاران غیردینی
میگویند،
قوم ابراهیم،
قبایل عبرانی
بودن كه تحت
حمایت یهُُو، یكی
از ایزدان كماهمیت
كنعانی، با هم
متحد شده
بودند.۵
البته
یكتاپرستی
ابداع یهودیان
نیست:
«شاید
كهنترین
نمونه پرستش
خدای یكتا به "آخن
آتون" فرعون
مصری سلسلهی
هجدهم
بازگردد كه از
۱۳۷۹ تا ۱۳۶۲
پیش از میلاد
بر مصر سلطنت
میكرد. او
اصلاحطلب دینی
بود و ستایش
آتون ATON خدای خورشید
را جایگزین
ستایش همه دیگر
خدایان كرد و
معبدی برای او
ساخت. بعید نیست
كه اعتقاد به
خدای یكتا در
میان یهودیان
خود در پی
برخورد یهودیان
مقیم مصر با این
تحولات فكری
در آن سرزمین
بوده باشد.»۶
نمونههایی
از داستانهای
اسطورهای
تورات
هر
چند بیشتر
آثار تمدنهای
باستانی از بین
رفته است اما
طبق اندك
كتابها، سنگ
نوشتهها و
الواح گِِلی
كه به دست
پژوهشگران و
دانشمندان رسیده
است نشان میدهد
كه بیشتر
داستانها و
قوانین دین یهود
برگرفته از
تمدنهای
باستانی است.
به چند نمونه
از این
داستانهای
اساطیری توجه
كنید:
خلقت
شش روزه
در
باورهایی كه
مربوط به چهار
دین یهود، مسیح،
اسلام و زرتشت
است، خداوند این
جهان را در شش
روز یا شش
مرحله آفریده
است. بنا بر
روایت كتاب
مقدس، در سفر
پیدایش، بخش یكم،
خداوند این
جهان و همه
موجودات آن را
در شش روز آفریده
است. همین
موضوع در مسیحیت
و اسلام نیز
تكرار شده
است، اما در دین
زرتشت كه از
هر سه دین
سامر قدیمیتر
است خلقت زمین
در شش مرحله
كه مجموعا یكسال
میشود انجام
شده است و نه
در شش روز:
«اورمزد
آسمان را در
چهل روز در
آغاز روز
اورمزد از ماه
فروردین (اولین
روز سال) آفرید
و بعد به مدت
پنج روز درنگ
كرد. بعد آب را
در مدت پنجاه
و پنج روز آفرید
و پنج روز
درنگ كرد.
سوم، زمین را
در هفتاد روز
آفرید و پنج
روز درنگ كرد.
چهارم گیاه را
در بیست و پنج
روز آفرید و
پنج روز درنگ
كرد. پنجم
گوسفند (حیوانات
اهلی) را در
هفتاد و پنج
روز آفرید و
پنج روز درنگ
كرد. ششم
انسان یعنی كیومرث
را در هفتاد
روز آفرید یعنی
از آغاز روز
رام از ماه دی
تا روز انیران
از ماه
سپندارمذ،
بعد پنج روز
درنگ كرد.»۷
خلقت
آدم از گِل
انسانها
با الهام از
كار كوزهگران،
انسان را
ساخته شده از
گل میپنداشتند
و چون وقتی
انسانی میمرد
دیگر نفس نمیكشید
و دم و بازدم
نداشت، فكر میكردند
كه دم و بازدم
همان روح بوده
است كه از بدن
شخص مرده خارج
شده است و
اصطلاح دمیدن
روح از این خیال
شكل گرفته
است. تقریبا
در اكثر اساطیر
انسان از گل
ساخته شده
است، در مصر
خنوم Chnum و
در بابل ارورو
Aruru آدمیان را
از گل میسازند،
همچنین كیومرث
در اساطیر ایرانی
از گل ساخته
شده است. در
اساطیر یونانی
نیز انسان از
گل ساخته شده
است:
«چون
زئوس در المپ
بر سریر خدایی
نشست و جنگ
بزرگ پایان یافت،
پرمتئوس را
فراخواند و فرمود:
برو انسان را
از گل رس بساز،
كالبد او را
به شكل
جاودانان
بساز و من در
او زندگی
خواهم دمید.
پرومتئوس
برای به اجرا
گذاشتن فرمان
زئوس به محلی
در یونان به
نام پانوپئوس Panopeus
واقع در چند كیلومتری
شمال شرقی كوه
دلفی رفت و بیدرنگ
با خاك رس، گل
آدم را ساخت و آن
را شكل داد.
سپس زئوس به
آدمهای خاكی،
زندگی بخشید و
پرومتئوس را
بر آن داشت تا
چیزهای لازم
را به ایشان بیاموزد.»۸
در
سفر پیدایش،
بخش دوم آیه
هفت آمده است: «آنگاه
خداوند از خاك
زمین، آدم را
سرشت. سپس در بینی
آدم روح حیات
دمیده، به او
جان بخشید و
آدم موجود
زندهای شد.»
آدم (Adammah)
لغتی عبری به
معنی خاك رس
میباشد كه
مخصوص كوزهگری
است. با این
وجود بعید نیست
كه بن مایهی
این روایات
همان الگوی
سفالگری از
خاك رس باشد.۹
خلقت
زن از دندهی
چپ مرد
در
بخش دوم از
سفر پیدایش، آیات
۱۸-۲۵ ، خلقت
حوا اینگونه
ذكر شده است:
«و
خداوند گفت
خوب نیست كه آدم
تنها باشد، پس
برایش معاونی
موافق وی
بسازم... و
خداوند خوابی
گران بر آدم
مستولی
گرداند تا
بخفت و یكی از
دندههایش را
گرفت و گوشت
در جایش پر
كرد، و خداوند
آن دنده را كه
از آدم گرفته بود
زنی بنا كرد،
و وی را نزد
آدم آورد. آدم
گفت: همانا این
است استخوانی
از استخوانهایم
و گوشتی از
گوشتم. از این
سبب نساء نامیده
شد، زیرا كه
از انسان
گرفته شد. از این
سبب، مرد پدر
و مادر خود را
ترك كرده با
زن خویش خواهد
پیوست و یك تن
خواهند بود
آدم و زنش هر
دو برهنه
بودند و خجلت
نداشتند.»
ساموئل
هنری هوك در
كتاب خود اساطیر
خاورمیانه،
اسطورهی
سومری را نقل
میكند كه
شباهت زیادی
با داستان
خلقت حوا
دارد:
« در
اسطورهی "انكی"
و "نین
هورساگ" چنین
نقل میشود كه
مادر زنخدای یا
همان نین
هورساگ هشت گیاه
در باغ خدایان
رویاند. انكی
هوس خوردن این
گیاهان را كرد
و فرستادهی
خود "الیسی
مود" را برای
آوردن آنها
روانه كرد.
انكی آنها را یكییكی
خورد و نین
هورساگ در حال
خشم، انكی را
به مرگ نفرین
كرد. در نتیجهی
این نفرین،
هشت عضو از
اعضای بدن
انكی مورد
هجوم بیماری
قرار گرفت و
در آستانه مرگ
بود. خدایان
بزرگ به هراس
افتادند و از "انلیل"
كمكی ساخته
نبود. نین
هورساگ را ترغیب
به بازگشت و
رسیدگی به
مسئله كردند.
نین هورساگ،
هشت زنخدای
درمان آفرید و
هر كدام دست
به كار درمان
هر یك از
عضوهای بیمار
بدن انكی
شدند. یكی از
عضوهای بیمار
دندهی خدای
نام برده بود
و زنخدایی كه
برای درمان دنده
آفریده شده
بود، "نینتی"
نام داشت.
واژهی نینتی
به معنی
"بانوی دنده"
است. اما واژهی
سومری "تی"
معنی دوگانه
دارد و علاوه
بر، دنده به
معنی حیات نیز
هست. از این رو
نینتی میتواند
معنی "بانوی حیات"
نیز داشته
باشد. حوا در
اسطوره عبری نیز
معنای حیات
دارد. بدین
ترتیب مشاهده
میكنیم كه یكی
از شگفتترین
جنبههای
اسورهی عبری
بهشت به روشنی
ریشه در
اسطورهی نه
چندان پختهی
سومری دارد.»۱۰
فریب
خوردن به وسیله
مار
در
تورات، باب
سوم از سفر پیدایش،
آیات ۱-۱۸
داستان فریب
خوردن حوا از
مار چنین آمده
است:
«و مار
از همه حیوانات
صحرا كه
خداوند ساخته
بود هوشیارتر
بود و به زن
گفت: آیا خدا
حقیقتا گفته
است كه از همهی
درختان باغ
نخورید؟ زن به
مار گفت: از میان
درختان میخوریم،
لكن از میوه
درختی كه در
وسط باغ است، خدا
گفت از آن
مخورید و آن
را لمس مكنید،
مبادا بمیرید.
مار به زن گفت:
هر آینه نخواهید
مرد، بلكه خدا
میداند در
روزی كه از آن
بخورید چشمان باز
شود و مانند
خدا عارفِ نیك
و بد خواهید
بود. و چون زن دید
كه آن درخت
برای خوراك نیكوست
و به نظر خوشنما
و درختی دلپذیر
و دانشافزا،
پس از میوهاش
گرفته بخورد و
به شوهر خود نیز
داد و او خورد.
آنگاه چشمان
هر دوی ایشان
باز شد و فهمیدند
كه عریانند...»
اما این
داستان نیز
برگرفته از
اساطیر سومریان
و اسطورهی
بابلی گیلگمش
است:
« گیلگمش
گیاه جادویی
جوانی، كه هر
پیری را جوان
میكند با خود
به همراه
داشت، او در
راه بازگشت به
خانه، جایی
برای آبتنی
توقف میكند و
گیاه را كناری
میگذارد و
مار آن گیاه
را میخورد و
جاودانه و بیمرگ
میشود. مار
در داستان آدم
باعث فریب حوا
میشود كه
منجر به راندن
آنها از بهشت
میشود، ولی
خود به
جاودانگی نمیرسد
فقط انسان را
از آن گوهر
گران محروم میكند.
اینگونه به
نظر میرسد كه
داستان آدم در
تورات، این
عنصر خود، یعنی
مار، را از
اسطوره بابلی
گرفته باشد و
به صورت ناقص
در داستان به
كار برده
باشد، زیرا یكی
از علتهایی كه
در این اساطیر،
یعنی اساطیر یونان
و بابل، مار را
به عنوان ربایندهی
ماده
جاودانگی میدانند،
اعتقاد به عمر
طولانی مار
است كه هر سال
پوست عوض میكند
و همیشه شاداب
میماند. در
تورات فلسفه
انتخاب مار
فراموش شده است.»۱۱
جهان
پس از مرگ
ایده
جهان پس از
مرگ نیز مربوط
به اساطیر ایرانی
و هندی میشود
و به نظر میآید
كه یهودیان این
باور را هنگام
فتح بابل به
دست كوروش از
ایرانیان اخذ
كردهاند. این
اعتقاد سپس از
یهود به مسیح
و اسلام و در
نتیجه كل جهان
منتقل شده
باشد. استاد
مهرداد بهار
در مورد
چگونگی پیدایش
این باور در ایرانیان
میگوید:
«اندیشهی
متبلورشدهی
بهشت و دوزخ،
كه برترین اندیشهی
موجود كنونی
در اینباره نیز
میباشد، از
ذهن ایرانی
برخاسته و
جهانگیر شده
است. علت آن نیز
میتواند
تصور ایرانیان
دربارهی
ضدخدایان یعنی
دیوان باشد، یعنی
تا وقتی كه
اندیشه انسان
دربارهی
ضدخدایان
كمال نیابد و
تبدیل به یك
نظام نگردد،
نمیتوان به
تصور دوزخی
كامل و عذاب
اخروی معتقد
شد.»۱۲
در
طرف مقابل، با
مطالعهی عهد عتیق
میبینیم كه
هر جا از
مجازات سخن میرود،
بدترین
مجازات را مرگ
میداند. یهوه
هر جا كه میخواهد
گروهی را تهدید
كند، در نهایت
میگوید كه «خواهید
مرد»، اما هیچ
وقت سخنی از
پاد افرهی
اخروی به میان
نمیآورد. به
گونهای كه در
سفر تثنیه،
بخش هجدهم، آیه
۲۰ میگوید: «هر
پیامبری كه به
دروغ ادعا كند
كه پیامش از
جانب من است،
خواهد مرد.»
مردن نهایت
تهدیدی است كه
در كتب عهد عتیق
دیده میشود.
دكتر
مارتین هوگ
معتقد است كه
پس از اسارت (بنیاسرائیل
در بابل) است
كه در آئین
بزرگ بعد از
زرتشت توسط ایرانیان
چنین افكار و
عقایدی منتشر
میشود و مورد
اخذ و اقتباس
قرار میگیرد.
از جمله این
موارد كه در
بابل در زمان
اسارت یهودیان،
از ایرانیان
گرفته و منتشر
شد، اعتقاد به
وجود شیطان،
رستاخیز و
وجود فرشتگان
بزرگ است، چون
این مردم پیش
از اسارت
اعتقاد به
وجود شیطان و
دیو نداشتند.
روشن است كه
اعتقاد به
وجود و هستی شیطان
است كه باور
به دوزخ را در
پی میآورد.
چگونه میتوان
بدون اعتقاد
به وجود شیطان
و افعال و
رفتارهای شیطانی
اعتقاد به
ورود ارواح به
دوزخ برای
مكافات امكان
داشته باشد.۱۳
اسطورهشناسان
بزرگ دیگری نظیر
"جیمز بار"۱۴،
"میرچاالیاده"۱۵
و "جان هینلز"۱۶
نیز اعتقاد
به جهان پس از
مرگ را دارای
ریشه ایرانی
میدانند. به
خاطر نفوذ همین
اندیشههای ایرانی
است كه اولینبار
در كتب عهد جدید
سخن از جهنم و
آتش و عذاب
مجرمان به میان
میآید. به
عنوان مثال در
انجیل متی بخش
پنجم آیهی ۲۲
آمده است: «...و
اگر به دوستت
ناسزاگویی
سزایت آتش
جهنم است.»
تولد
منجی از مادری
باكره
داستان
تولد مسیح از
مادری باكره
را حتما شنیدهاید،
جالب است بدانید
در اساطیر
زرتشتی نیز
داستانی شبیه
به همین
داستان وجود
دارد. بنا بر
اساطیر
زرتشتی سه
منجی پس از
زرتشت میآیند
كه اولین آنها
كه اورشیدر
نام دارد هزار
سال پس از مرگ
زرتشت و دومین
آنها كه اورشید
ماه نام دارد،
دو هزار سال
پس از مرگ
زرتشت و سومین
كه سوشیانت
نام دارد سه
هزار سال بعد
از مرگ زرتشت
به دنیا میآید.
تولد هر سه
منجی به یك
شكل است و هر
سه از مادری
باكره متولد
میشوند.
داستان
اسطورهای
تولد آنها به
این شكل است
كه تخمهی
زرتشت در دریاچهای
نگهداری میشود
وبا فرا رسیدن
هر هزاره دختر
پانزده سالهی
باكرهای
برای آبتنی به
آن دریاچه میرود
و باردار میشود
و منجی موعود
متولد میشود.۱۷
نتیجهگیری
آنچه
در این نوشتار
آمد تنها
نگاهی كوتاه و
گذرا به اساطیر
بود.
خوشبختانه
مطالعه اساطیر
بیشتر از جنبه
دینی بوده است
و امروزه مشخص
شده است كه
تورات برگرفته
از اساطیر
ملتهای دیگری
است كه در
همسایگی بنیاسرائیل
بودهاند و قوانین
به اصطلاح
آسمانی آن
همان قوانین
تمدنهای سه
الی چهارهزار
پیش است و كتیبهها
و سنگنوشتههای
به دست آمده و
خصوصا قوانین
"حمورابی" این
موضوع را تایید
میكنند. ما
در این نوشتار
به دنبال این
نبودیم كه
باطل بودن و
آسمانی نبودن،
ادیان را ثابت
كنیم زیرا با
مطالعه
كتابها، قوانین
و داستانهای
ادیان، بشری
بودن آنها
برای ما مشخص
میشود. هدف
تنها آشنایی
كوتاهی با
اساطیر و نقش
آن در پیدایش
ادیان بود. خوشبختانه
در ایران و
حتی بعد از
انقلاب منحوس
اسلامی
كتابهای زیادی
در این زمینه
چاپ شده است و
جالب است كه
با وجود به
چالش كشیدن ادیان،
چگونه از زیر
تیغ سانسور
عبور كردهاند.
به هر حال
اساطیر میتوانند
درك عمیقتری
از دین و مذهب
به ما بدهند.
پانوشتها:
۱ – رضایی
، مهدی . آفرینش
و مرگ در اساطیر
. تهران:
انتشارات
اساطیر ۱۳۸۳
۲ G.Campbell , Bernard . Human Evolution .London: heinem ann
Educational Books LTD.۱۹۶۷.p۳۳۵
به
نقل از: آفرینش
و مرگ در اساطیر
. برگ ۵۸
۳ – آفرینش
و مرگ در اساطیر.
برگ ۲۱
۴ –
بهار، مهرداد.
پژوهشی در
اساطیر ایران.
تهران:
انتشارات
آگاه، ۱۳۷۵.
برگ ۳۷۱
۵ – سویشر،
كلاریس. خاورنزدیك
باستان. مترجم:عسكر
بهرامی. تهران:
انتشارات
ققنوس ۱۳۸۳.
برگ ۹۷
۶ –
پژوهشی در
اساطیر ایران.
برگ ۵۰۶
۷ – كریستنسن،
آرتور. نمونههای
نخستین انسان
و نخستین شهریار
در تاریخ
افسانهای ایرانیان.
ترجمه: احمد
تفضلی و ژاله
آموزگار.
تهران: نشرنو ۱۳۶۳.
جلد ۱ برگ ۲۹
۸ – لینسلینگرین،
راجر. اساطیر یونانی.
مترجم: عباس
آقاجانی.
تهران:
انتشارات
سروش ۱۳۶۶.
برگ ۳۷
۹ – گری، جان.
اساطیر
خاورنزدیك.
مترجم: باجلان
فرخی. تهران:
انتشارات
اساطیر ۱۳۷۸.
برگ ۱۹۳
۱۰ – هنریهوك،
ساموئل. اساطیر
خاورمیانه.
مترجمان: علیاصغر
بهرامی و فرنگیس
مزداپور.
تهران:
انتشارات
روشنفكران، بیتا.
برگ ۱۵۷ و ۱۵۸
۱۱ – جرمی
بلك و آنتونی
گرین.
فرهنگنامه
خدایان، دیوان
و نمادهای بینالنهرین
باستان.
مترجم: پیمان
متین. تهران: انتشارات
امیركبیر ۱۳۸۳.
برگ ۱۵۱
۱۲ –
پژوهشی در
اساطیر ایران.
برگ ۴۸۵
۱۳ – رضی،
هاشم. (پایان
جهان- معاد و
رستاخیز،
ظهور سوشیانت)
فروهر. س ۲۳. ش۷و۸.
برگ۲۵-۳۱، به
نقل از: آفرینش
و مرگ در اساطیر.
برگ۲۲۷
۱۴ – مهر، فرهنگ.
دیدی نو از دینی
كهن، فلسفه
زرتشت. تهران:
انتشارات
جامی ۱۳۷۴.
برگ ۹۴
۱۵ – الیاده،
میرچا. چشماندازهای
اسطوره.
مترجم: جلال
ستاری. تهران:
انتشارات توس ۱۳۶۲.
برگ ۷۳
۱۶ – هینلز،
جان راسل.
شناخت اساطیر
ایران. مترجم:
محمدحسین
باجلان فرخی.
تهران:
انتشارات
اساطیر ۱۳۸۳
۱۷ –
شناخت اساطیر
ایران. برگ ۲۰۰
و ۲۰۱