مطلبی بی عنوان پیرامون پروژه ی  یکی بود و یکی نبود از پروانه حمیدی به سینمای آزاد

 

درباره جشنواره یکی بود یکی نبود چند مطلب خواندم و درحیرت فرو رفتم که عجب ملتی هستیم. انگار که درسی سال گذشته هیچ چیزیاد نگرفته ایم. زمانی عده ای به خاطر بغض و کینه شخصی به این و آن تهمت زدند که ساواکی است و ما هم طوطی وار تکرار کردیم : ساواکی. و وقتی جمهوری اسلامی خیلی ساده و با پایمال کردن تمام حقوق این افراد اعدامشان کرد ما دم نزدیم. چون ضد شاه بودیم دل به ضد امپریالیست بودن خمینی بستیم واجازه دادیم کشورمان به ورطه هولناکی بیفتد که ازآن رهائی کارساده ای نیست. اگر واژگان مان درطول سی سال گذشته اندکی تغییر کرده باشد نگاهمان گویا کمترین تحولی نیافته است.

 

برگردیم به جشنواره یکی بود یکی نبود:

دوست قدیمی ام بصیر نصیبی مقاله ای نوشت و نظرش را در مورد این جشنواره عنوان کرد. بسیار خوب. دوست عزیز دیگرم نیلوفر بیضائی در جوابی به این مقاله نظر خودش را داد. این هم بسیار خوب. این دو نظر مغایر هم بود. تا اینجا هم بسیار خوب -  چون اختلاف نظر انسان ها بسیار طبیعی است و چه بسا باعث رشد فکری می شود – البته اگربه صورت متمدنانه مطرح شود.

 

ولی بصیرعزیز برآشفته ازجواب نیلوفر دست به حمله شخصی می زند و عده ای که سالیان سال است مانند بز اخفش به سرتکان دادن مشغولند با سوء استفاده ازاین فرصت از همان  فحش و بد وبیراه های سی سال پیش چاشنی به به و چه چه شان کرده وبه نیلوفر حمله می کنند. [از جمله شخصی نوشته است که نیلوفر بیضائی هنرمند"بورژوا لیبرال" است. اولا آقای عزیز نیلوفر کی ادعا کرد که هنرمند پرولتاریا ست که حالا شما کشف کرده ای که نخیر ایشان هنرمند بورژوا لیبرال است. دوما تعریف شما از" بورژوا لیبرال" نهایتا جمله ای ازبرکرده ازمقالات لنین است که خود لنین هم اگرتعریف درستی از بورژوازی لیبرال داشت نتیجه انقلاب اکتبر وحشتناک تر از جمهوری اسلامی نمی شد.]

 

بزهای اخفش به کنار، اما بصیرعزیز کارنامه سیاسی بیست و چند ساله نیلوفر را نفی کردن چه ربطی به بحث شما دارد؟  پس تا حالا چون نیلوفر را در کنار خود می دیدی درمورد "خطا "های سیاسی او سکوت می کردی و حالا چون نیلوفر با نظر تو مخالفت می کند سکوت را می شکنی و فهرست "خطا"های او را رو می کنی؟

 

کارنامه ای که تو به زعم خود بر ملا می کنی جزو اسراردولتی نیست و هر کسی که ذره ای کنجکاوی نسبت به گذشته سیاسی نیلوفرداشته باشد می تواند با رجوع به سایت او تمام این اطلاعات را به دست بیاورد. چون نیلوفر هیچکدام از این "خطا"ها را مخفی نمی کند.

 

نیلوفر بیضائی  همیشه شهامت این را داشته که مسئولیت کارهایی را که می کند بر عهده بگیرد و اسم و امضایش را درپایان هر مطلبی که می نویسد بگذارد ( نه مثل شاعره گرامی که با اسم مستعار حدیث «این بود و سعید سلطانپور نبود» بلغور می کند).

 

هرکس  که نداند تو بصیر جان خیلی خوب می دانی که نیلوفرهمیشه به پرنسیپ های سیاسی و هنری خودش وفادار بوده و هست و منافع شخصی مواضع سیاسی اش را تعیین نکرده است.

 

هر کس که نداند تو بصیرجان خیلی خوب می دانی که نیلوفر همیشه استقلال رای داشته است و هرگز نان را به نرخ روز نخورده است.

 

هر کس که نداند تو بصیرجان خیلی خوب می دانی که درنمایش نامه های نیلوفر موضوع اصلی همیشه و همیشه جمهوری اسلامی، سانسور و تبعید بوده است.

 

پس باید بدانی بصیر جان که دعوت نیلوفر به این جشنواره دعوت از تئاتر تبعید است و نه از تئاتر مهاجر.

 

این چه فرهنگی است که تا موقعی که تو حرف مرا بزنی خوبی و اگر مخالف من حرف بزنی آب به آسیاب جمهوری اسلامی می ریزی!!!!! این چه فرهنگی است که هرکس را که به "گله" ما نپیوندد با فحاشی و انگ زدن ترور شخصیت می کنیم!!!

 

نیلوفر بیضائی قطعا نمی خواهد از طریق جشنواره یکی بود یکی نبود برای خود اعتبار و حیثیت بخرد. در واقع حضور هنرمندانی مثل مهشید امیرشاهی، جعفروالی، شاهرخ مشکین قلم و نیلوفر بیضائی و.... اعتبار این جشنواره است نه بالعکس.

 

صف بندی که عباس سماکار برای خودش درست می کند و نیلوفر را تا پیش از این در کنار خود و حالا در مقابل خود می بیند، بافته ذهن "سیاه سفید نگر" اوست. عباس سماکار تعجب می کند که ما چرا اینقدرتلفات می دهیم. چرا نیلوفر بیضائی را جزو تلف شدگان حساب می کند؟ چون دنبال ایشان راه نیفتاده است و حرفهای قالبی ایشان را تکرار نمی کند؟

 

گرفتاری بزرگ هنرمندانی مثل نیلوفر دراین است که یک طرفشان رژیمی است که مانند بختک روی قفسه سینه شان خوابیده است و مجال نفس کشیدن نمی دهد و طرف دیگرشان هموطنانی که یا به اصلاحات دوم خردادی دل بسته اند و یا پابند به ایدئو لوژی مانده‏اند و با تفکری مشابه تفکرمذهبیون گمان می کنند حقیقت وحی است که فقط بر آنان نازل شده است.

 

مگرمواضع سیاسی دستورات کتاب آسمانی است که یا به آن عمل می کنی یا اینکه کافری؟؟؟  یا درست مانند من فکر می کنی یا درمقابل منی؟؟؟

 

خلاصه کنم: چون برگزارکنندگان جشنواره یکی بود یکی نبود پرچم سرخ هوا نمی کنند و چند ساعت یک بار مرگ برجمهوری اسلامی نمی گویند دلیل وابستگی شان به جمهوری اسلامی نیست. حتی حضور کیارستمی هم (که تنها هنرش نه در فیلمسازی بلکه درمجیزگوئی ازجمهوری اسلامی است) دراین جشنواره دلیل وابستگی برگزار کنندگان به جمهوری اسلامی نیست. و بالاخره و از همه مهمتر: با وجود اینکه این جشنواره هنرمند بی نظیر و نابغه ای مثل من را دعوت نکرده است باز هم  دلیل وابستگی اش به جمهوری اسلامی نیست.

 

پروانه حمیدی

 

به نقل از:                                   http://www.cinemaye-azad.com/new/new06.html