یکی بود یکی نبود

 

مدتی است جشنواره های سینمایی و نهادهای هنری در کشورهای غربی مثل گذشته از صادرات فرهنگی جمهوری اسلامی استقبال نمی کنند. آن زمان هم که این جشنواره ها از کالای فرهنگی رژیم استقبال میکردند انگیزه آنان سیاسی بود همچنان که حالا بخشی از این عدم استقبال سیاسی است. رژیم که تاکنون بیشترین بهره برداری را از هنر و سینما کرده و با همین ابزار فرهنکی توانسته میان ایرانیان خارج کشور راه بازکرده و دستگاه خود را پهن کند طبیعی است در این زمینه دست از تلاش بر ندارد. حالا که نمیتواند در جشنوارههای غربی حضور چشم گیر داشته باشد خودش برنامه های فرهنگی و جشنوارههای پر خرج و پر زرق و برق میان ایرانیان راه می اندازد.

 

جشنواره " یکی بود یکی نبود" در تورنتو کانادا در این چهارجوب قرار دارد. این جشنواره قرار است فرهنگ ایران را به ایرانیان تبعیدی و مهاجر و کاسب معرفی کند تا ایرانیان خارج از کشور ببینند  در جمهوری اسلامی فرهنگ و هنر چه رشد بالا و بلندی داشته است و بعد از دست زدن و سوت زدن و صرف چلوکباب با خیال راحت به خانه برگردند.

 

رژیم طی این سال ها از چه گوارا  تا مارکس از حافظ و مولوی تا صادق هدایت و شاملو خواسته بهره بگیرد و هر چیزی را به لوث بکشد. بعد از مرگ زنده یاد احمد شاملو زیر پوستر خمینی شعری از شاملو را می نویسد که " جاده ها با خاطره قدم های تو بیدار می مانند..." هر چند که اسم شاملو را نمی آورد اما هر کسی که این شعر را خوانده باشد می داند که  شعر از شاملو است. می بینیم که رژیم هیچ مرزی را برای کسی باقی نمی گذارد.

 

همچنانکه همه حاکمان و جریان های آرمان فروش چنین می کنند. همچنانکه عده ای به عنوان مخالفان رژیم در همسویی با خط غارتگران بین المللی، مبارزه با رژیم را به لجن می کشانند و انگیزه مبارزه را در مردم تضعیف می کنند.

 

اینجاست که اهمیت مرزبندی با دستگاه های آلوده به رژیم و چپاول گران جهانی مشخص می شود. اینجاست که اهمیت و تاثیر سینما و هنر زیرزمینی ضرورت وجودی خود را نشان می دهد.

 

و اما در باره بعضی از هنرمندان خارج از کشور که حقیرانه سر هر سفره ای می نشینند فقط می توان گفت:

سال روزهای دراز و استقامت های کم

سالی که غرور گدایی کرد .

 

کانون حمایت از سینما و هنر زیرزمینی ایران

            June 2008