برتولت
برشت:
نوشتههایی
دربارۀ تآتر
نمایشنامههای
آموزشی ۱
[دربارۀ
بازنمایی
نمایشنامههای
آموزشی]
(۱۹۳۰)
اگر میخواهید
یک نمایشنامۀ
آموزشی را نمایش
دهید، باید آن
را به شکل بچهمدرسهایها
بازی کنید.
به شیوۀ
بیانی –
عامدانه -
مشخص، شاگرد
سعی میکند
بخشهای مشکل
را مرور کرده و
مفهوم را آن
را کشف کرده و
به خاطر
بسپارد. حرکات
او نیز به
همین شکل مشخص
و برای روشن
ساختن موضوع
به کار برده
میشود.
برعکس، قطعات
دیگر بیآنکه
اهمیت زیادی
داشته باشد،
مانند برخی
مراسم سنتی که
بارها تکرار
شده است باید
به اجرا گذاشته
شود. این
قطعات که به
بخشهای
مختلف گفتمان
مرتبط میباشد
حاوی
اطلاعاتی است
که برای قابل
درک ساختن
موضوع و در
روند کلی مطرح
میباشد، باید
به اجرا گذاشته
شود. سپس بخشهایی
هستند که به
هنر نمایش مرتبط
میباشد که
مشابه آن چیزی
است که در
مدارس قدیمی
رایج بوده.
الگوهای رفتاری
به ترتیب باید
نشان داده
شوند. زیرا برخی
رفتارهای
عملی آدمها
در عینحال میتواند
وضعیتی را به
وجود آورد که
رفتار جدیدی را
ممکن سازد. به عنوان
مثال، برای
نشان دادن
حرکات و نحوۀ
حرف زدن فردی
که میخواهد
یک نفر دیگر
را متقاعد
سازد، باید از
ترفندهای هنر
نمایش
استفاده شود.
نظریۀ
تربیتی
فیلسوفان
بورژوا بین
فعالیتهای عملی
و فکری تفاوت
زیادی قائل میشوند.
ولی فردی که فکر
میکند چنین
تفاوتی را
قائل نمیشود.
اگر چنین
تفاوتی قابل
اعتبار میبود،
در این صورت
میبایستی
سیاست را به
فعالیت عملی و
فلسفه را به
فعالیت ذهنی
تلقی میکردیم،
در حالیکه در
واقعیت امر،
سیاستمداران
باید فیلسوف،
و فیلسوفها
نیز باید
سیاستمدار
باشند. بین
فلسفۀ واقعی و
سیاست واقعی
هیچ تفاوتی
وجود ندارد.
با کشف چنین
رابطهای بین
فکر و عمل است
که موضوع
تربیت جوانان
با به کار
بستن بازی
نمایشی مطرح
میگردد که به
همان شکلی که
در علوم
تربیتی رایج
است، آنها را
در هر دو زمینه
عملی و نظری
آماده میسازد.
تمایل به
اندیشه به
تنهایی و عمل
به تنهایی
برای دولت
زیانبار است.
جوانان در
بازی نمایشی
حرکات را مورد
بررسی و پژوهش
قرار میدهند،
و دولت با تشویق
چنین روشی میتواند
به توسعۀ
آموزش و پرورش
جوانان تحقق
بخشد.۲ این
نوع بازیهای
نمایشی باید
به شکلی تهیه
و اجرا شوند
که دولت نفعی
در گسترش آن
داشته باشد.
در نتیجه آنچه
تعیینکنندۀ
ارزش جمله و
یا حرکت میباشد،
نه زیبایی
بلکه جمله و
حرکتی است که
برای دولت
کارکرد مفیدی
داشته باشد.
به عنوان مثال
وجود افکار
بسته و
نابارور میتواند
منافع دولت را
دچار کاستیهایی
سازد، در حالیکه
ترویج
رفتارهای
جامعهگرا
موجب شکوفایی آن
میگردد. به
همین دلیل
مشخص، میتوانیم
بگویم که برای
دولت خیلی
مفیدتر خواهد
بود که شهروند
آیندهاش
حرکات جامعهگریزانه
را با تکیه به
نمونههای
مشخص و بارز
به نمایش
بگذارد. دولت
میتواند
رانشها و
تمایلات
جامعهگریز
را که ریشه در
ترس و ناآگاهی
دارد، برطرف
سازد، یعنی
کاری که
احتمالا از
عهدۀ یک فرد
منزوی و منفرد
ساخته نیست.
این است پایه
و اساس نظریۀ
بازی تآتری در
تعلیم و تربیت.
دربارۀ
نظریۀ تآتر
آموزشی
نمایشنامۀ
آموزشی به این
علت آموزشی
بوده و میآموزد
که برای بازی
در نظر گرفته
شده و نه برای
نمایش. بر
اساس قاعده
هیچ تماشاگری
برای
نمایشنامۀ
آموزشی ضروری نیست،
با این وجود
میتوانیم از
حضور آنها نیز
بهرهداری
کنیم. آنچه که
به پایه و
اساس
نمایشنامۀ
آموزشی مرتبط
میباشد، این
امید است که
آن فردی که بازی
میکند
بتواند با
اجرای انواع
حرکات کاملا
مشخص، به کار
بستن
رفتارهای مشخص،
و بازتولید
گفتمان کاملا
مشخص تحت تأثیر
حرکت جمعی
قرار گیرد.
تقلید الگوهای
تهیهشده نقش
بسیار مهمی را
به عهده
دارند، و روی
این الگوها
باید به شکل
اختیاری و
آزادانه کار
انتقادی و
تمرین انجام
شود.
به هیچ
عنوان ضروری
نیست که حتما
حرکات و
رفتارهایی
بازسازی شود
که از دیدگاه
اجتماعی معمولا
مثبت ارزیابی
میشود، بلکه
میتوانیم در
عین حال از
بازسازی
حرکات و رفتارهای
جامعهگریز
برای تعلیم و
تربیت
استفاده کنیم.
سنجههای
زیباییشناختی
چهرهپردازی
شخصیتهایی
که برای
نمایشنامههای
پشت ویترین
معتبر است،
هیچ کارکردی
در نمایشنامههای
آموزشی ندارد.
به ویژه
خصوصیات خاص فردی
و استثنائی در
ساختار نمایشنامههای
آموزشی جایی
ندارند، مگر
اینکه خصوصیات
استثنائی و
فردی موضوع
اموزشی باشد.
شکل
نمایشنامههای
آموزشی کاملا
مشخص است، ولی
همواره میتوان
ابداعات شخصی
را به راحتی
در آن گنجاند.
(در نمایشنامۀ
آموزشی هوراسها
و کوریاسها،
به عنوان
مثال، پیش از هر
نبرد بین
سرداران میتواند
جدال زبانی به
شکل آزاد وجود
داشته باشد،
در نمایشنامۀ
آموزشی تصمیم
صحنههای
تمامعیاری
را میتوان
ضمیمه کرد و غیره.)
توضیحات
تآتر حماسی
(تآتر برای
نمایش) در
رابطه با شیوۀ
بازی برای
تآتر آموزشی
کاربرد خواهد
داشت، در
نتیجه بررسی
تأثیرات
فاصلهگذاری ضروری
خواهد بود. و
البته تسلط بر
تمام
نمایشنامه
نیز اهمیت
اجتنابناپذیری
خواهد داشت.
با این وجود،
وجهۀ آموزشی
را پیش از آن
که نمایشنامۀ
را کاملاً بر
اساس قواعدی
که خاص تآتر
آموزشی میباشد
بازی نکردهایم،
نباید مورد داوری
قرار دهیم و
دفتر آن را
ببندیم.
موسیقی
متن میتواند
به شکل مکانیکی
تهیه و تنظیم
گردد. برای
آهنگسازان
نیز مفید
خواهد بود که
برای نمایش
مکانیکی
(فیلم) آهنگ
تهیه کنند، و
بر این اساس
میتوانند در
چهارچوب آنچه
که برای بازی
ضروری میباشد،
خلاقیت فردی و
تجربیات
متنوعی را
امکانپذیر
سازند.
ورود به
بازی باید به
شکل طبیعی و
شخصی باشد. در
نمایشنامۀ آموزشی
تنوع بسیار
گستردهای میتواند
وجود داشته
باشد. هنگام
بازنمایی نمایشنامۀ
آموزشی بادن -
بادن،
نویسنده و
آهنگساز
دائما در صحنه
مداخله میکردند.
نمایشنامهنویس
در حضور
تماشاچیان
مکانی را که
باید بازیشان
را اجرا میکردند
نشان میداد،
و وقتی جمعیت
با نگاه آشفته
و نفرت به فیلمی
که انسانهای
مرده را نشان
میداد نگاه
میکردند،
نمایشنامه
نویس راوی را دعوت
میکند که
فریاد بزند: «مشاهدۀ
تکراری
بازنمایی
مردگان با
نفرت استقبال
شد» و دوباره
فیلم را نشان
دادند.
سوء
تفاهم دربارۀ
نمایش نامۀ
آموزشی
چند آزمون
هنر نمایشی
نوین که در
اجرای صحنهای،
شیوۀ
بازنمایی
«حماسی» (روایی)،
هنر نمایشی
غیرارسطویی،
ضدمتافیزیک و
دیالکتیک را
به کار برده بود،
در محافل
عمومی به نام
«نمایشنامههای
آموزشی» مورد
بحث و گفتگو
قرار گرفته، و
تحت تأثیر
برداشت
اشتباهآمیزی
موجب شده بود
که آنرا در
اشکال بیرونی
نمایشنامه به
اجرا گذاشته و
به بازنمایی
تقلیدی منحصر
سازند. با توجه
به چنین تجربۀ
تأسفانگیزی،
جای آن دارد
که از خودمان
بپرسیم که آیا
انتخاب نام
«نمایشنامۀ
آموزشی»، برای
مشخص ساختن
ارزش آموزشی این
نوع نمایشنامهها،
انتخاب
نامناسب و
اشتباه بزرگی
نبوده است؟
تخته سیاه میتواند
برای امر
آموزش ابزار
مفیدی باشد،
به کار بردن
آن به شکل
رسمی در اماکن
تفریحی و
تجربی میتواند
ارزش نمایشی
داشته باشد،
ولی موضوع اصلی
آموزش نیست.
دستکم میتوانیم
بگوییم که
تخته سیاه، بیآنکه
آموزشی وجود داشته
باشد، جذبۀ
چندان هیجانانگیزی
ندارد.
بنابراین
نبود که شکلی
از اشکال
نمایشی به
نمایشگاه
نظریات ادبی
تبدیل شود و
در اختیار
دعاوی افراد قرار
گیرد.
در نتیجه
باید بپرسیم
که آیا میتوانیم
از چنین
سوءتعبیرهایی
اجتناب کنیم؟
برای اجتناب
از سوء تعبیر
دیگری، پرسشی
که باید مطرح
گردد این نیست
که آیا به نفع
روش آموزش
تمام خواهد شد،
اگر نگوییم که
در حال آموزش
هستیم. بسیاری
از افراد، و
از بین
«طرفداران
پیشرفت» که
مدعی آموزش به
روشهای
اسرارآمیز و ظریف
در اشکال سربسته
هستند.
...(۳)
در نتیجه
پرسش این نیست
که آیا باید
آموزش بدهیم؟
بلکه پرسش این
است که چگونه
باید آموزش دهمی
و بیاموزیم؟
یادداشت
دربارۀ نمایشنامۀ
آموزشی تصمیم
در بادن-بادن
...(۴)
یادداشت
دربارۀ تصمیم
نامۀ
سرگشاده به
مدیریت هنری
موسیقی نوین
برلن ۱۹۳۰،
هانریش
بورکارد، پل
هیندمیت.
...(۵)
بررسی
نمایشنامۀ
تصمیم ۱۹۳۱
بازنمایی
نمایشی باید
ساده و بیپیرایه
باشد، و هر
گونه بازی خاص
«هنرمندانه» بیهوده
خواهد بود.
بازیگرها
تنها باید
رفتار چهار
مبلغ انقلابی
را نشان دهند،
که باید فهمیده
شود و سپس
موضوعی را که
مطرح میکنند
مورد داوری
قرار گیرد (متن
سه مبلغ انقلابی
میتواند بین
آنها تقسیم
شود). هر یک از
چهار بازیگر
باید دستکم یکبار
نقش رفیق جوان
را به عهده
گیرد، در
نتیجه هر
بازیگر باید
یکی از چهار
صحنۀ اصلی
رفیق جوان را
بازی کند.
بازیگران
(خوانندگان و
بازیگران)
عهدهدار
آموختن و
خودآموزی
هستند. همانگونه
که در آلمان
نیم میلیون
خوانندۀ
کارگر وجود
دارد: اینکه
چه اتفاقی
برای خواننده
روی میدهد به
همان اندازه
میتواند
مطرح باشد که
بپرسیم چه
اتفاقی برای
آنهایی که گوش
میکنند روی
میدهد. با
این وجود نباید
آزمون
نمایشنامۀ
تصمیم را بیآنکه
به الفبای
ماتریالیسم
دیالکتیک آشنایی
داشته باشیم
به عنوان شیوهای
برای حرکت
سیاسی به کار
ببریم. برای
مفاهیم
اخلاقی مانند
عدالت،
آزادی،
بشریت، و غیره
که در نمایشنامۀ
تصمیم میبینیم،
به همان مفهومی
است که لنین
دربارۀ اخلاق
میگوید:
«نتیجۀ اخلاقی
برای ما از
منافع مبارزۀ
طبقاتی
پرولتاریا
منشأ می گیرد.» لنین :
«آموختن»
«هنوز
پاسخی برای
مهمترین و
بنیادیترین
پرسش وجود
ندارد: چگونه
و چه چیزی را
باید
بیاموزیم؟
ولی در اینجا
پرسش اساسی
در عینحال که
دگرگون ساختن
جامعۀ قدیمی
سرمایهداری
را مطرح میسازد،
آموزش و
پرورش - و نه
بر اساس روشهای
قدیمی - و تشکل
نسلهای جدید
را نیز به
پرسش میگیرد
که جامعۀ
کمونیستی را
خواهند ساخت.» (سخنرانی
در سومین
کنگرۀ پان روس
اتحادیۀ
جوانان کمونیست
روسیه، ۲
اکتبر ۱۹۲۰)
نمایشنامۀ
آموزشی:
تصمیم ۱۹۵۶
نمایشنامۀ
آموزشی
تصمیم، یک
نمایشنامه به
مفهوم عادی
کلمه نیست.
تظاهراتی است
که شامل چهار
مبلغ انقلابی
و گروه همسرایان
– تودهها میباشد.
در نمایش فعلی
چهار بازیگر
تآتر نقش چهار
مبلغ انقلابی
را به عهده
گرفتند، که میبایستی
به عنوان نوعی
نمایش برای
معرفی این نوع
تآتر تعبیر
شود. این
نمایشنامه
باید طبیعتا
به شکل خیلی
ساده و
مقدماتی اجرا
شود، و چنین
امری در واقع
هدف آن میباشد.
محتوای
این نمایشنامۀ
آموزشی به شکل
خلاصه چنین
است: چهار
مبلغ انقلابی
در مقابل
دادگاه حزب
حضور به هم میرسانند
که گروه همسرایان
و داوران تودهها
آنرا
نمایندگی میکنند.
آنها در چین
به تبلیغ کمونیستی
پرداخته
بودند و میبایستی
که جوانترین
رفیق همراه
خودشان را میکشتند.
برای اثبات
ضرورت چنین
تصمیمی،
رفتار رفیق
جوان را در
موقعیتهای
سیاسی
گوناگون در
مقابل دادگاه
تودهای
بازنمایی میکنند،
به عبارت دیگر
صحنهها را
بازسازی میکنند.
آنها نشان میدهند
که رفیق جوان
آنها از
دیدگاه حسی
انقلابی ولی
به دلیل نبود
انضباط کافی و
بیآنکه بر
اساس خرد عمل
کند، با
رفتارها و
واکنشهایش
به خطر بزرگی
برای جنبش
انقلابی
تبدیل شده
بود. هدف این
نمایشنامۀ
آموزشی نشان
دادن رفتارهایی
است که از
دیدگاه سیاسی
صحیح نیست، و
در عین حال میخواهد
رفتار صحیح را
نشان دهد. این
تظاهرات باید
مورد بحث و
گفتگو قرار
گیرد تا شناخت
ارزش تعلیمی و
تربیتی آن
امکانپذیر
گردد.
پرسشنامه
۱ ـ آیا فکر
میکنید که
چنین
تظاهراتی
ارزش آموزش و
پرورشی در
زمینۀ امور
سیاسی برای
تماشاچیان
دارد؟
۲ ـ آیا فکر
میکنید که
چنین
تظاهراتی
برای اجراکنندهها
(بازیگران و
گروه همسرایان
و داوران تودهها)
ارزش آموزشی و
پرورشی دارد؟
۳ ـ علیه چه
گرایش آموزشی
و پرورشی در
محتوای نمایشنامۀ
تصمیم آیا از
دیدگاه سیاسی
مخالف هستید؟
۴ ـ آیا فکر
میکنید که
شکل تظاهرات
ما شکل مناسبی
برای هدف
سیاسی آن است؟
آیا میتوانید
شکل دیگری را
به ما پیشنهاد
کنید؟
یادداشت
[دربارۀ
نمایشنامه
های آموزشی]
برای
اجتناب از سوءتعبیر:
بین
نمایشنامههای
آموزشی :
نمایشنامۀ
بادن – بادن یا
اهمیت موافق
بودن، استثنا
و قاعده، آن
که گفت آری،
آن که گفت نه،
تصمیم، هوراسها
و کوریاسها
نمایشنامههای
آموزشی هستند.
این
نمایشنامهها
تنها برای آنهایی
که آن را به
اجرا میگذارند
آموزنده
خواهد بود.
این
نمایشنامهها
به تماشاچی
نیازی ندارد.
نویسندۀ
تآتر (مترجم:
یعنی خود
برتولت برشت)
دائما با هر
گونه
بازنمایی و نمایش
نمایشنامۀ
تصمیم مخالفت
کرده است، زیرا
تنها بازیگری
که نقش رفیق
جوان را به
عهده میگیرد
میتواند
چیزی
بیاموزد، و
علاوه بر این
تنها وقتی که
نقش یکی از
مبلغهای انقلابی
را بازی کرده
و در گروه همسرایان
و داوران شرکت
کرده باشد.
پانوشتها:
۱ ـ توضیحات
دربارۀ هوراسها
و کوریاسها
در مجموعه
آثار جلد سوم.
توضیحات برای
بازیگران.
۲ ـ مترجم:
در اینجا برشت
از دولت حرف
میزند، ولی
منظور هر
دولتی نیست
بلکه دولت
سوسیالیستی
موردنظر او میباشد.
۳ ـ در اینجا
بخشی از متن
برشت را به
دلیل فقدان
توانم از درک
گفتمان او در
ترجمۀ فرانسه
و جانبی بودن
مطالب نسبت به
موضوع
نمایشنامههای
آموزشی،
ترجمه نکردم.
۴ ـ این بخش
نیز ترجمه
نشده است. این
بخش مرتبط به مطالبی
است برشت دربارۀ
نقش موسیقی در
نمایشنامه اش
نوشته است.
۵ ـ این بخش
نیز ترجمه
نشده است. بخش
ترجمهنشده
به هیچ عنوان
به ارائۀ
نظریۀ نمایشنامۀ
آموزشی، در
اینجا،
خسارتی وارد
نمیسازد.