بصیر نصیبی:

جعفر پناهی، زندان خوش‌عاقبت، شال سبز سیدی و جنبش مردمی

«اخیرا شنیدم جعفر پناهی فیلمنامه‌ای برای دریافت پروانه ساخت به وزارت ارشاد ارایه داده است. حالا دیگر این اقدام هم در ادامه آن یكی، نشانه‌ای دیگر و بارزتر از همان نیاز هنرمند به آفرینش هنری است. تقاضای پروانه ساخت، اعلام صریح تبعیت از قانون هم هست. جلوه دیگر بروز این نیاز، حضور پناهی در همه مراسم و برنامه‌ها و گردهمایی‌های سینمایی است كه قطعا احساسی از یك سینماگر فعال بودن را در او زنده می‌كند؛ نیاز هنرمند به احساس بودن.

شاید اگر كس دیگری به جای او بود با انتخاب انزوا، دست به مظلوم‌نمایی هم می‌زد اما حضور مداومش در این گردهمایی‌ها می‌تواند از دیدگاه رسمی حاوی معناهای مثبتی هم باشد. امیدواریم بزودی ضمن روشن شدن- ختم به خیر- تكلیف پرونده قضایی پناهی، پرونده سینمایی او بازگشایی و پروانه ساخت فیلم تازه‌اش صادر شود. باور كنید این‌جوری به نفع همه است. این‌جوری تغییر عادت می‌دهیم كه خبرهای خوب هم بخوانیم و بشنویم و برای همدیگر نقل كنیم كه بی‌تابانه با هم تماس بگیریم یا پیامك بفرستیم: "راستی شنیدی خبر را؟‌ مجوز ساخت فیلم پناهی صادر شد."»

 

بله درست خواندید این بخشی از نامه هوشنگ گلمکانی سردبیر ماهنامه‌ی فیلم است که جعفر پناهی خود در صفحه‌ی فیس‌بوکش به اشتراک گذاشته، به زبان ساده‌تر بگویم با محتوای آن تفاهم دارد. نمیخواهم با تفسیر و توضیح بیشتر این سند سرتان را درد بیاورم، این مسایل بماند برای نامه‌ی سرگشاده‌ای که فرصت شکافتن همه مسایل هست، به خصوص که قرار است نامه را به زبان انگلیسی هم ترجمه و برای پخش وسیع انگلیسی‌ی متن هم چاره‌ای بیندیشیم. اما اگر به طور خلاصه بخواهم بگویم به گمان من این ندامتنامه‌ایست که با موافقت خود آقای پناهی تنظیم شده و نشانه تسلیم‌پذیری او و همفکرانشان، در برابر دولتی است که خودشان، وابستگان دوم‌خردادیشان هم آنرا کودتایی، پادگانی، رای‌دزد، غیرمنتخب و غیرقانونی ارزیابی کرده بودند؛ منتها حالا دیگر امیدی ندارند باند مغلوب بتواند امتیاز عمده‌ای بگیرد و سهمی هم به هنرمندان همراه سبزالهی‌ها برساند. تبعیت از آن تبدیل شده است به تبعیت از قانون! کدام قانون؟ همان قانونی که نظام با استناد به آن وحشیانه‌ترین رفتارها را با زندانیان آشتی‌ناپذیر اعمال می‌کند، تجاوز، به زنان و مردان و شکنجه‌های قرون وسطایی در زندان‌های جمهوری اسلامی به امری عادی تبدیل شده، آیا زندانیان وابسته به باند دوم‌خرداد چنین خاطره‌هایی از بیدادگاه‌های جمهوری اسلامی را به یاد دارند؟ اگر جواب مثبت است، چرا به زبان نمی‌آورند که هیچ، در فکر یافتن راهی برای ادامه فیلمسازی برای همین نظام ناانسان هستند؟

 

قبل از جنبش مردمی و سرکوب‌شده سال ۸۸ اگر کسی گستاخی می‌کرد با محترمانه‌ترین واژه از هنرمندانی که سالها از مواهب نظام مذهبی و اسلام ناب محمدی بهره می‌بردند می‌پرسید: خب شما مثلا هنرمند اجتماعی هستید، چرا کوچکترین واکنشی به رفتارهای این نظام آدمخوار بروز نمی‌دهید؟ فوری نهیب میزدند که ما هنرمندیم و هنرمند را با سیاست پیوندی نیست - البته پشتوانه اینان برای جا بازکردن برای اینگونه توجیه‌های آخوندپسند برای جماعت خارج‌نشین که بخش عمده از میانشان ادعای سرنگونی‌طلبی هم دارند خود ما بودیم و هستیم ـ اما اینان خود یکباره و ناگهانی و در یک چشم به هم زدن و فردای روزی که رهبر فرزانه‌ی قاتل، موسوی، کروبی و کلاُ باند موسوم به دوم‌خردادی‌ها را پس زد، تبدیل شدند به هنرمندان مسئول، متعهد و مردمی‌ی دوآتشه. انگار نه انگار یکی دو ماه قبل از این اتفاقات سَر و سِرشان با وزارت ارشاد و دیگر ادارات و کانون‌ها و مراکز دولتی (بنیاد فارابی، معاونت سینمایی، دفاتر شبه‌جشنواره‌ها، کانون کارگردانان و فیلمبرداران و...) در دولت به قول سرانشان پادگانی ـ امنیتی، احمدی‌نژاد بود. نظام هم همزمان با گسترش قتل و کشتار و اعمال شکنجه و تجاوز در زندان‌های مخوف نوعی زندان از نوع خوش‌عاقبت را هم برای چندتایی از وابستگان هنرمند دارودسته‌های خودی نظام (دوم‌خردادی‌ها) دوباره باب کرد، البته پروژه زندان خوش‌عاقبت در دوران خاتمی هم یک بار با موفقیت تجربه شده بود، (ابراهیم نبوی، مسعود بهنود، شیرین عبادی، - مدت بازداشت یک هفته - هاله اسفندیاری - بعد از خروج در آمریکا از زندان‌های جمهوری اسلامی تعریف و تمجید هم کرد، تهمینه میلانی - مدت بازداشت ۵ روز و خروج از زندان با تضمین خود سران نظام – و نظایرشان ...). البته مقامات دادستانی نسبت به اینگونه به تعبیر خودشان مجرمین به ظاهر خیلی هم سختگیر هستند؛ در حکم دادگاه و دادستانی عواقب سختی برای محکومین باند مغلوب در نظر گرفته می‌شود برای نمونه درباره حکم صادره علیه پناهی این متن در مطبوعات حکومتی منتشر شد:

«جعفر پناهی پس از تحمل ۸۸ روز بازداشت و تشکیل دادگاه با وثیقه‌ای ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شد، در روزهای گذشته اعلام شد که دادگاه در حکمی بی‌سابقه، وی را به تحمل شش سال زندان محکوم کرده و علاوه بر آن آقای پناهی را به مدت ۲۰ سال ممنوع‌الخروج و در این مدت از تمام فعالیت‌های سینمایی منع کرده است.»

 

اما در اجرای حکم فاصله‌ای بعید است بین این نوع محکومین و محکومین بیدادگاه‌های جمهوری اسلامی و زندانیانی که نظام وهمه باندها و دستجاتش را از یک قماش می‌دانند؛ نظام را فاسد واصلاح‌ناپذیر ارزیابی می‌کنند.

 

آقای پناهی در همین زمان که با حکم دادگاه به ظاهر ممنوع‌الشغل بوده دو فیلم ساخته  است (آکاردئون، و این فیلم نیست) کلی جایزه هم نصیبش شده، موفقیت‌های بین‌المللی‌اش در مطبوعات حکومتی بازتاب داشته، زندانی بوده اما در محافل هنری حضور یافته (در نظام مقدس حتا پای زندانیان بیماری که  در بیرون از زندان بستری می‌شوند را با زنجیر به تخت قفل می‌کنند) - جشن خانه سینما، برنامه تجلیل از فرهادی، جشن ۷۰ سالگی آیدین آغداشلو - و... عجیب اینکه مطبوعات حکومتی خبرهای موفقیت یک زندانی محکوم به اقدام علیه امنیت کشور، حامی سران فتنه، را با آب و تاب منتشر کرده‌اند، بی‌آنکه از این بابت عارضه‌ای ببینند. اگر رفتار با همه زندانیان اینگونه باشد که دیگر جمهوری اسلامی هم نظامی است مثل همین حکومت‌های موجود غربی. بله نظام هم میخواهد همین را بگوید که ما هم مثل شما هستیم خب زندان داریم، چون همه دنیا زندان دارد. اما آنچه از اعمال رفتار غیرانسانی در زندان‌های جمهوری اسلامی گفته و نوشته می‌شود دروغ‌هائیست که صیهونیست‌ها وجهانخواران برای لطمه زدن به نظام مقدس پراکنده‌اند و اگر بگوئید خب چه سندی برای این اثبات این ادعای خودشان، یعنی رفتار انسانی با زندانیان دارند‌، فوری خواهند گفت: بفرمایید خودتان ببینید نظام مقدس به یک زندانی فتنه‌گر که ۱۸۰ هزار سینماگر!! در سراسر دنیا نگران احوالش بودند به چه عطوفت و مهربانی رفتار کرده؟ حالا هم دارد بررسی میکند بلکه برای یک زندانی محکوم به ۲۰ سال محرومیت از فعالیت‌های هنری مجوز ساخت فیلم صادر کند!!!

 

جا دارد بخش پایانی یادداشت هوشنگ گلمکانی را در پایان گزارش هم تکرار کنم که خود از هر مطلب و مقاله‌ای گویا تر است:

...ختم به خیر- تكلیف پرونده قضایی پناهی، پرونده سینمایی او بازگشایی و پروانه ساخت فیلم تازه‌اش صادر شود. باور كنید این‌جوری به نفع همه است. این‌جوری تغییر عادت می‌دهیم كه خبرهای خوب هم بخوانیم و بشنویم و برای همدیگر نقل كنیم كه بی‌تابانه با هم تماس بگیریم یا پیامك بفرستیم: "راستی شنیدی خبر را؟‌ مجوز ساخت فیلم پناهی صادر شد".

 

بله تمام مشکلات مملکت دچار ویروس خطرناک آخوندیسم با این مجوز حل‌وفصل خواهد شد. و ما هم دلمان را خوش می‌کنیم که طومارهایی که امضاء کردیم آخوندها را وحشت‌زده کرد و جعفرخان را بار دیگر به دامان پُرمهر ژیل ژاکوب - مدیر کن -، کسلیک - مدیر برلیناله – و سایر مدیران جشنواره‌های غربی بازگرداندند. پس در انتظار برگزاری جشن شب جعفر پناهی با حضور مقامات محترم وزارت محترم ارشاد و در برج میلاد می‌مانیم!

www.cinemaye-azad.com

بصیر نصیبی ۹ آگوست ۲۰۱۱